مسيح ذبيحى

176

استرآبادنامه ( سه سفرنامه ، وقفنامه وسرگذشت ) ( فارسى )

عسك براى امراض جلدى و فلج نفع كلّى دارد و همه ساله جمعيّت كثيرى به آنجا مىروند . در عسك محل مناسبى ندارد كه كسى در آنجا چادر بزند و بهتر آنست كه مسافرين در رينه يا در قريهء ايراه كه در سمت چپ رودخانه در يك فرسنگى واقع است توقّف نمايند . در عسك روى رودخانهء هراز يك پل يك چشمه ساخته . در اين ده ما يحتاج مرغ و تخم مرغ و از اين قبيل چيزها و كاه و جو به دست مىآيد . لكن ميوه به هيچ وجه وجود ندارد . منزل چهاردهم از عسك « 1 » به لاسم « 2 » در اين روز شش ساعت و چهل دقيقه به ظهر مانده حركت كرديم و يك ساعت و نيم به ظهر مانده به منزل رسيديم . در اين راه ساعت اول را معطل / 232 / بوديم به بالا رفتن يك كوه سختى كه در سمت راست رودخانهء هراز واقع است . در بالاى اين كوه يك زمين مسطّحى است كه تمام زراعت مىشود و در وسط آن قريهء معتبرى است موسوم به ايراه كه قريب دويست خانوار جمعيت دارد . خانه‌ها همه به ترتيب ساخته شده است . اهل آنجا همه با مكنت هستند . رعيّتها همه لباس نو و تميز در بر داشتند . ما خواستيم كه از آنجا يك هادى راه همراه گيريم . پنج قران داديم كسى راضى نشد و اين فقره دليل بر آنست كه احتياج ندارند ، و الّا چرا از پنج هزار دينار اجرت يك نصف روز صرف نظر مىكردند . از ايراه راه بالا مىرود تا آنكه به سه هزار ذرع ارتفاع مىرسد . در عرض راه چشمه‌هاى آب بسيار است و در سمت چپ راه يك كوهى است موسوم به كوه سرد كه سه هزار و پانصد ذرع ارتفاع دارد و از قلهء آن كوه دماوند خوب نمايان است . در شمال درّه جنب اين راه قريهء معتبر موسوم به نوا واقع است . باغات و درختهاى بيد و غيره و اراضى مزروع زياد دارد و از وسط اين درّه راهى است كه به چمن ارجمند مىرود . مادامى كه از كوه بالا مىرفتيم مه و ابر سفيد اطراف را گرفته بود تا آنكه به قله رسيديم هوا گرم شد و ابرها بر طرف شدند . در قلهء كوه سرد كوه دماوند منظر بسيار

--> ( 1 ) . اسك متداول است . ( 2 ) . اصل : لاسان .